سینمای جهان » گفت‌وگو1398/01/26


نتفلیکس صنعت فیلم‌سازی را دگرگون می‌کند

گفت‌و‌گو با جی. سی. چاندور کارگردان «مرز سه‌گانه»

ترجمه‌: سارا مهرابی

 

جی. سی. چاندور، کارگردان و نویسنده آمریکایی، با کارگردانی فیلم درخواست نهایی (۲۰۱۱) کارش را آغاز کرد و در چهار سال سه فیلم بلند سینمایی ساخت. او سال 2014 پس از ساخت سومین فیلمش تصمیم گرفت مدتی استراحت کند و وقتش را با خانواده‌­اش سپری کند. با ایمیلی از سوی تام هنکس که در آن فایل فیلم­نامه مرز سه‌­گانه ضمیمه شده بود کار تازه‌اش را آغاز کرد. قرار بود کمپانی پارامونت این فیلم را بسازد اما با انصرافش نتفلیکس تهیه‌کنندگی‌اش را پذیرفت و باعث شد چاندور از آزادی عملی که نتفلیکس دراختیارش گذاشت تجربه‌ای جدیدی کسب کند. در ادامه گفت‌و‌گوی جردن ریمی را با چاندور می‌خوانید:

ساخت این فیلم همراه با فراز و فرود بسیار بود؛ چه­‌طور با اعضای گروه هماهنگ شدی؟
داستان ساخت این فیلم حیرت‌انگیز است چون از زمانی که ما کارمان را آغاز کردیم همه چیز خودبه‌­خود کنار هم قرار گرفت. کارگردانی فیلمی را پذیرفتم که هیچ ایده­ای از آن نداشتم. نمی­‌دانستم کتاب است یا فصلی از یک کتاب یا چیزی در همین مایه­‌ها. پیش از آن حدود یک‌سال روی دیپ­‌واتر هورایزن کار کردم؛ کاری که اصلا برمبنای خلاقیت من نبود و از پروژه خارج شدم (این فیلم سرانجام به کارگردانی پیتر برگ ساخته شد.) وقتی پیشنهاد کار جدید به دستم رسید فهمیدم به عنوان کارگردان از آزادی عملی که در اختیارم قرار می­‌گیرد لذت خواهم برد و این برخلاف موقعیتی است که هنگام پیش تولید دیپ­‌واتر هورایزن داشتم. برای سه فیلم اولم ایده‌­هایی در ذهن داشتم و هر آن‌چه که بر صفحه مانیتور دوربین دیده می­‌شد مطابق با ایده‌­هایم بود. من عاشق به‌کارگیری ایده و خلاقیت شخصی در کارم هستم.
پس از رها کردن دیپ­‌واتر... به دنبال کتابی برای مطالعه و ایده گرفتن می‌­گشتم که تام هنکس با من تماس گرفت. تام به دست‌اندرکاران فیلم مرز سه‌­گانه پیوسته بود اما فکر می‌­کرد بسیار مسن‌­تر از نقشی‌ست که برای او انتخاب شده است. آغاز همکاری من در این فیلم ایمیلی از طرف تام بود (با خنده): «من شیفته کارهای شما هستم و اگر امکانش هست به این فیلمنامه نگاهی بیندازید.»

و شما این داستان واقعی دیوانه کننده را خواندید و بدون هیچ فکری تصمیم به ساخت‌اش گرفتید.
بله خواندمش. من از خانواده­‌ای می‌­آیم که در آن نظامی­‌های زیادی هست؛ پدر بزرگ و پدرم در جنگ بوده‌­اند. درحقیقت پدرم در جنگ ویتنام شرکت داشت. به‌­خاطر رابطه پدرم با ارتش هرگز جرات نمی‌­کردم چنین متنی را بنویسم. فکر نمی­‌کنم هیچ­‌گاه به ذهنم خطور می‌کرد که داستان سرقت مسلحانه را با داستان کهنه سربازان درآمیزم. ولی بعد از خواندن فیلمنامه فهمیدم فیلم‌­برداری این کارِ بزرگ، بامزه و ماجرای مردانه‌اش به همراه روایت تجربه کهنه سربازان پس از جنگ جالب خواهد بود.
الان بیست سالی می­‌شود که کشورمان در جنگ است و جمعیت بسیار زیادی از هم نسل‌های من به‌­خاطر ما در میدان­‌های نبرد حضور داشته‌­اند، درحالی که ما زندگی روزانه­‌مان را سپری می­‌کنیم و در هم آمیختن دو مسئله نامتجانس این‌­چنینی به‌­نظرمان جالب می‌­آید. این داستان حسی به آدم می‌­دهد که به­‌عنوان یک کارگردان دوست دارید آن را بسازید اما به­‌عنوان یک نویسنده توانایی نوشتن آن را ندارید. خیلی زود کار را پذیرفتم اما فکر نمی­‌کردم با چنین سرعتی همه چیز جور شود و در کنار هم قرار بگیرد و به پایان برسد.

از ساخت فیلم یک سال بسیار خشن پنج سال می­‌گذرد. پس با پایان آن پروژه وقت مناسبی برای ساخت اثری جدید با خلاقیتی نو به‌دست آوردید.
لازم بود برای مدتی از کار فاصله بگیرم. من در چهار سال سه فیلم ساختم و هم‌زمان بچه­‌هایم را هم باید بزرگ می­‌کردم. اگر کارگردانی دیپ­‌واتر... را هم قبول می­‌کردم آن‌وقت می‌­شد چهار فیلم که در چهار سال ساخته‌ام و درنتیجه کار برایم بسیار سنگین می‌­شد. برای مدتی از کار دست کشیدم. فقط بیرون می‌­رفتم و چیزهایی می­نوشتم. در مدت زمان غیبتم کارهایی را انجام دادم که باید انجام می­‌شد؛ در خانه بودم، وقتم را با خانواده­‌ام سپری می­‌کردم، انرژی گرفته بودم و می­‌نوشتم. تجربه ساخت چنین فیلمی ماه­‌ها زمان می‌برد، اما  مفتخرم از انجامش.

در مقایسه با کارهایی مانند درخواست نهایی، مرحله نوشتن و پیش‌رفت فیلم­‌برداری این اثر چه تفاوتی داشت؟ آیا مطمئن بودید که بودجه لازم برای ساخت فیلم در اختیارتان است؟ می‌­دانم شما در جایی گفتید که در نوشتن فیلم‌نامه‌ی مرز سه­‌گانه کمک زیادی نکردید اما زمانی که مارک بول، نویسنده اصلی اثر، درحال نوشتن فیلم‌نامه بوده شما در کنارش بوده‌­اید.
من با مارک تماس گرفتم و او به من گفت که دارد روی این پروژه کار می‌­کند. به او گفتم که مشتاقم تا از روی متن او فیلمی بسازم و برای این کار از او اجازه گرفتم. اصلا تصور نمی‌­کردم اجازه پیدا کنم اما در آخر کارم با ارائه 42 طرح از فیلم‌نامه به پایان رسید! خیلی بیش‌­تر از آن­‌چه که فکرش را می‌­کردم کار تولید طول کشید. در ابتدا این کار دست کمپانی پارامونت بود اما هم‌زمان با تعدادی دیگر از پروژه‌­های‌شان مانند معاون (آدام مک‌کی) و مرد ایرلندی (مارتین اسکورسیزی) آن را هم کنار گذاشتند و در نتیجه کار تا این حد طولانی شد. با این همه انجامش برایم سرگرم کننده بود چون فقط فیلم‌نامه را بازنویسی می­‌کردم، سعی می‌کردم داستان را پرورش بدهم و شخصیت­‌ها را کامل کنم. البته داستان اصلی از مارک است و من کارش را بسیار ستایش می‌کنم. با همه بازنویس‌ها من تغییر زیادی در داستان ایجاد نکردم و تنها از نظر فنی و شخصیت‌پردازی در آن دست بردم. برایم همیشه این حرفه تمرین قصه‌گویی و کارگردانی بوده است و کارگردانی این اثر عضلات ذهنم را ورز داد.

متوجه شدم که هر چهار فیلم شما در نهایت درباره بقا است.
فیلم­‌هایی با این مضامین مورد علاقه من هستند و دوست دارم تماشای‌شان کنم. شیفته معنای بقا هستم؛ این که بشر در مواجهه با موقعیت مرگ و زندگی چه تصمیمی می­‌گیرد و هنگام روبه‌­رو شدن با انتخاب­‌های محدود چه رفتاری از خود نشان می‌دهد. لحظه‌­هایی­ هستند که ما با انجام کارهایی تبدیل به آدمی دیگر می‌­شویم. گاهی در زندگی پیش می­‌آید ظرفی به سنگینی بوته‌ی آهنگری بر سرمان فرود آید و ما باید ایستادگی کنیم و تصمیم‌­هایی متناسب با ارزش­‌های‌مان بگیریم. در فیلم من این تصمیم­‌ها کاملا سیاه یا سفید نیستند؛ در محدوده­‌ای خاکستری دیده می­‌شوند که معمولا نتایجی احساسی به بار می‌آورند.
همزمان با واقعی و استعاره‌­ای بودن، این فیلم بیانگر زندگی از دست رفته‌ی شخصیت­‌هایی‌ست که می­‌خواهند هنوز احساس مهم بودن داشته باشند و احساس کنند هرچه انجام می‌­دهند با اهمیت و با ارزش است. این فیلم تنها درباره پول و آز و طمع نیست؛ درباره نفسِ سرکش هم هست. با پیش‌ رفتن ماجرایی که در فیلم می­‌بینیم، پول ارزش خود را از دست می­‌دهد و به تغییر هیچ چیز کمک نمی­‌کند، مگر آن­‌که از گرسنگی درحال مرگ باشید یا هیچ خانه و سرپناهی نداشته باشید. در مجموع این فیلم درباره نفس و رهایی‌ست و نه درباره بقا؛ در مرز سه‌­گانه با این نشانه‌­ها بازی کرده­ام.

ساخت فیلم با همکاری نتفلیکس چه‌­طور بود؟ گفتید برای اجرا آزادی عمل داشتید.
همکاری‌مان عالی بود. من عاشق داستان‌های اصیل پر ماجرا و دراماتیک و مسایل مرتبط با بزرگسالان هستم اما می‌­بینیم این نوع داستان‌­ها بر خلاف سابق کم‌تر در فیلم‌ها تعریف می‌شود و تهیه‌کنندگان روی خوش به آن‌ نشان نمی‌دهند. درام­‌های دوساعته به طور کامل از میان رفته‌­اند. نتفلیکس با فراست متوجه شده است که بسیاری از مردم دیگر وقت کافی ندارند که دوازده‌ساعت در برابر تلویزیون بنشیند و همیشه بینندگانی پیدا می‌­شوند که به دنبال درام­‌های دوساعته زیبا می­‌گردند که با داستان­‌های حماسی ساخته شده باشد.
در طول دو سال آینده آمازون، نتفلیکس و اپل وقت خود را صرف ساخت این مدل از فیلم می­‌کنند و فکر می­‌کنم چنین فیلم‌­هایی با بودجه متوسط تماشاگران بسیاری خواهد داشت. از حمایت آن‌­ها از چنین داستان­‌هایی بسیار خوش­حال هستم؛ نتفلیکس صنعت فیلم‌­سازی را دگرگون می‌­کند.
بله، به‌­نظر می­‌رسد بخش بزرگی از هالیوود مشتاق ساخت فیلم­‌های ابرقهرمانی، دنباله‌­دار، بازسازی شده و غیره هستند و به همین دلیل کارگردانان زبده‌­ای چون برادران کوئن، کوارون، اسکورسیزی، سودربرگ، فینچر و دل تورو با نتفلیکس همکاری می­‌کنند.
آیا اگر من در موقعیت آن­‌ها ­بودم نوزدهمین فیلم از جهان سینمایی مارول را می­‌ساختم؟ احتمالا نه. فکر نمی­‌کنم برادران کوئن بخواهند چنین فیلم­‌هایی بسازند. وقتی تغییرات تکنولوژیک به سینما راه پیدا می­‌کند هیچ آینده مشخصی از نتیجه کار در دست نیست، اما خوشبختانه کسانی که حواشی این تجارت را بهتر از من می‌­دانند، می­‌توانند به دنبال ساز‌و‌کار تازه باشند و داستان‌گویی‌های پرطراوت و اصیل را به سینما بازگردانند و به نتیجه­‌ای درخشان دست یابند. حرفه موسیقی تلاش می­‌کند خود را با تغییرات تکنولوژیک هماهنگ کند و تاکنون سینما هم متحمل تغییرات بزرگ‌­تری نسبت به حرفه موسیقی شده است. می­‌بینیم صفحه­ تلویزیون در خانه­‌ها تبدیل به سینما شده‌­اند و در آینده پخش صدا هم مطابق با تکنولوژی روز می‌­شود. حالا توانایی پخش فیلم به کمک تلویزیون خانگی یک تغییر اساسی است که نتفلیکس در این زمینه بسیار فعال است.

کانال تلگرام ماهنامه سینمایی فیلم:

https://telegram.me/filmmagazine

[منبع: پلی‌لیست]

آرشیو

سینماهای تهران


سینمای شهرستانها


آرشیوتان را کامل کنید


شماره‌های موجود


خبرنامه

به خبرنامه ماهنامه فیلم بپیوندید: